سیب سرخ

زندگی اونقدر ها هم سخت نیست
نویسنده : فائزه - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۸
 

 

 

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی  تو ی یک چاه بدون آب میفته . کشاورز هر چه سعی کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره . برای اینکه حیون بیچاره زیاد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا هم الاغ زود تر بمیره و هم  چاه خشک پر بشه .   

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکوند و زیر پاش می ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا می آمد سعی میکرد از خاکهای زیر پاش بالا بره . 

 

 

روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا اومدن ادامه داد تا اینکه به لبه ی چاه رسید و از چاه بیرون اومد. گاه مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو اتنخاب داریم . اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود

 

با بهره گیری از وبلاگ فرهاد 

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
آیا ما تنبلیم؟
نویسنده : فائزه - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤
 

اگر ضرب المثل های عامیانه فارسی را مرور کنیم به موارد جالب توجهی بر می خوریم، که در آن، «نشانه» هایی از ویژگی های فرهنگ ایرانی نمود پیدا کرده است؛ "چو فردا شود، فکر فردا کنیم"، "جور مرا بکش"، "نان گدایی را گاو خورد دیگر به کار نرفت"، "این طفل یکشبه ره صد ساله می رود"، "هر چه پیش آید خوش آید"، "جیم شدن" و ... همه این ضرب المثل ها بیان کننده خصوصیتی از فرهنگ ایرانی است و آن چیزی نیست جز " تنبلی"، آیا ایرانی ها تنبل هستند؟

به گزارش فرارو، دکتر محمد رضا جوادی یگانه استاد دانشگاه و عضو کمیسیون اجتماعی دبیر خانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در این باره می نویسد: «نتایج تحقیق تطبیقی نشان می‌دهد که میزان تنبلی ایرانیان از متوسط جهانی بیشتر است و تنها کشورهای عربی و آفریقایی هستند که بیش از ایرانیان دچار تنبلی هستند.»

جوادی یگانه در ادامه نوشت: «آنچه روشن است «تنبلی اجتماعی» یکی از مهمترین ویژگی‌های رفتاری ناپسند ایرانیان است. این مساله بویژه در عدم تمایل به درس خواندن در مدارس و دانشگاه‌ها، و در کار اداری کارمندان، و در میزان بالای تماشای تلویزیون در ایران به جای کتابخوانی، و در تمایل زیاد به استخدام در دستگاه دولتی و عدم تمایل برای کسب تخصص و مهارت و کارآفرینی، در وجود تعطیلی فراوان سالانه، در پدیده‌ای به نام بین التعطیلین، و در موارد فراوان دیگر موجود است.»

بسیاری از جامعه شناسان و فرهنگ شناسان ایرانی هنگامی که در باره مولف های ناپسند فرهنگ ایرانی سخن می گویند متفق القول یکی از این مولفه ها را "تنبلی" به شمار می آورند، از زین العابدین مراغه ای در "سیاحت نامه ابراهیم بیگ" گرفته تا حسن نراقی "در جامعه شناسی خودمانی" و حسن قاضی مرادی "در پیرامون خود مداری ایرانیان" همگی دم از "تنبلی" و "تن پروری" ایرانیان زده اند.

"تنبلی ایرانیان" ازنگاه سیاستمداران
تنبلی ایرانیان برای سیاستمداران نیز دردسر ساز شده است و در پاره ای مواقع، سیاستمداران مشهور کشور از این مسئله گلایه می کنند و خواهان مرتفع شدن این نقیصه فرهنگی می شوند، آیت الله خامنه ای رهبری عالی مقام جمهوری اسلامی ایران در سخنان نورروزی خود در سال گذشته از تنبلی به عنوان مهترین "دشمن درونی" ملت ایران یاد کرد. ایشان اظهار کردند: «تنبلی، نشاط کار نداشتن، ناامیدی، خودخواهی های افراطی، بدبین بودن به دیگران، بدبین بودن به آینده ، نداشتن اعتماد به خود (به شخص خود و نه به ملت خود) بیماری است.»

این در حالی است که رییس مجلس شورای اسلامی نیز در سال 86 در صحن علنی مجلس در همین باره سخن گفت، علی لاریجانی اظهار داشت: «عده ای شب و روز درس می خوانند که بعداً مجبور نشوند کار کنند. ما از حیث فرهنگ کار در کشور مشکل داریم. در کشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته شده است. این که آدم درس می خواند تا کار نکند و هرکسی درس نخواند کار کند.... اتلاف وقت در فرهنگ ما یک امر عادی شده است و فرار کردن از کار و زحمت یک نوع زرنگی است، قبلاً به کسی زرنگ می گفتند که بیشتر کارکند، ولی الآن کسی از زیر کار در برود زرنگ است.»

اما این قضاوت سیاستمداران داخلی به سیاست مداران خارجی هم سرایت کرد اما آنها سیاستمداران ایرانی را متهم به تنبلی نمودند، روس ها جدیدا ایرانیان را به تنبلی و بی توجهی در ساخت نیروگاه اتمی بوشهر متهم نمودند، حمید رضا کاتوزیان رییس کمیسیون انرژی مجلس در این باره گفت: «در مورد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر روس ها هر سال بهانه جدیدی می اورند و به تازگی ایرانیان را به کم توجهی و تنبلی متهم می کنند.» با این اظهارات به نظر می رسد روس ها هم به نقطه ضعف ایرانی ها پی برده اند.

اما توجه به تنبلی ایرانیان فقط مختص به تحلیلگران اجتماعی و سیاستمداران داخل و خارج نیست بلکه اگر به سیاحت نامه های غربی ها از ایران توجه کنیم، متوجه می شویم که در سفرنامه های آنها بارها و بارها بر مسئله "تنبلی" ایرانیان تاکید شده است.

"تنبلی ایرانیان" از نگاه دیگران
در سفرنامه یاکوب پولاک (ایران و ایرانیان) آمده است: «افتخارات ملت ایران که یکی از جالب توجه ترین ملل عالم است بیشتر، از عظمت گذشته او ناشی می شود و مادامی که گرفتار عوارض سستی و کهولت نشده باشد کاملا شایستگی آن را دارد بار دیگر که در تاریخ و فرهنگ جهان بشری نقش بسزا را بعهده بگیرد.»

در سفرنامه میلسپو آرتور چستر مستشار آمریکایی تحت عنوان"ماموریت آمریکایی ها در ایران به "تنبلی" ایرانیان با صراحت بیشتری اشاره شده است و می نویسد: «تعطیلات بی شمار، خوابیدن نیمروز به ویژه در تابستان، تعداد نوکران غیر ضروری و بالاتر از همه دو دلی و تعلل را به عنوان یک عادت جبلی می توان عوامل فرضی در ایجاد تنبلی ایرانیان دانست.»

چستر در جای دیگری از سفرنامه اش می نویسد: «دهقان ساعت 9 یا 10 به مزرعه می رود. تاجر بازار در حالی که پا روی پا انداخته در پیشخوان دکانش با بیحالی منتظر مشتری می نشیند و تقریبا در منزل هر ایرانی با اشخاصی مواجه می شویم که با وضع آراسته بیکار نشسته است. در قهوه خانه ها و کاروانسراها، در کنار خیابانها و جاده ها، گروه گروه از مردم ایران لم داده، صحبت می کنند، قلیان می کشند و یا ورق بازی می کنند. ایرانیان هرکاری را که داشته باشند عجله ای در انجام آن ندارند، اگر کنفرانسی قرار است در ساعت 4 بعد از ظهر شروع شود، کنفرانس کار خود را در ساعت 5 و نیم بعد از ظهر شروع می کنند.»

جیمز فردریک مابرلی نیز در "عملیات ایران" می نویسد: «ایرانیان در مجموع قومی بی مصرف، فاقد قابلیت های عملی و بی بهره از انرژی و پشتکاراند و حتی الامکان نباید به گفتار و کردار آنها دل بست. ژنرال دنسترویل توصیف جالبی از شخصیت ایرانی ارائه می دهد و می گوید: «با آنکه ایرانیان از کودکی با پند و اندرزهای حکیمانه ی سعدی و دیگر متفکران ایرانی بزرگ شده اند- و ناگفته نماند که در کلام آنها نیز برای هر مشکل و مساله ای پاسخی هست- هیچگاه در اندیشه به کاربردن این مواعظ نیستند و صرفا به نقل قول اکتفا می کنند.»

با این اوصاف مسئله ای که واضح است، این است که ایرانیان تنبل هستند. این را مهندس بازرگان، مصطفی ملکیان، احسان نراقی، صادق زیبا کلام و بسیاری از روشنفکران ایرانی بر آن تاکید می کنند و قطعا "تنبلی" پدیده ی عامی است که عموم ایرانیان اعم از سیاستمدار، صنعتگر، کارگر، روشنفکر، روحانی و همه و همه را می تواند شامل شود.

بسیاری از روشنفکران و تحلیلگران در ریشه یابی عقب افتادگی ایرانیان از غرب، پدیده ی تنبلی را یکی از عوامل موثر می شمارند و آن را به عنوان یک آفت در سیر تاریخ ایران تحلیل می کنند، تنبلی و تاثیر آن در روند پیشرفت ایران را در یکی از ضرب المثل های فارسی که می گوید "گربه تنبل را موش طبابت می کند" می توان به خوبی مشاهده کرد.


 
comment نظرات ()

 
گفتگو باخدا
نویسنده : فائزه - ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٧
 

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم .
خدا پرسید پس تو میخواهی با من گفتگو کنی؟ من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت وقت من بی نهایت است. در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟ خدا پاسخ داد: کودکی شان. اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند و عجله دارند زود بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدت ها آرزو می کنند که کودک باشند... اینکه آنها سلامتی شان را از دست می دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی شان را بدست آورند. اینکه با اضطراب به آینده نگاه می کنند و حال را فراموش می کنند و بنابراین نه در حال زندگی می کنند نه در آینده. اینکه آنها به گونه ای زندگی میکنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه‌ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده‌اند...


 
comment نظرات ()

 
حکایت
نویسنده : فائزه - ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٩
 

مردی عارفی را دید که سبزی ونمک همی خورد . گفت : ای بنده خدا از دنیا به همین خوشنود شدی ؟ گفت : خواهی کسی را به تو نشان دهم  که به بدتر از این راضی گشته است ؟ گفت بلی . گفت : آن که به دنیا در مقابل آخرت راضی گشته است


 
comment نظرات ()

 
بوسه...
نویسنده : فائزه - ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٤
 

نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."


بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.


از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."


در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.


پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.


بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.


اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.


رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.


از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.


اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.


پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.


همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.


بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.

سایر مزایا


محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی
دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.

از بین بردن استرس

یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.

کاهش وزن

چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.

تاخیر در فرایند پیری


این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.

ایجاد و افزایش تناسب اندام

خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.

تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند

در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.

افزایش اعتماد به نفس

البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.


 
comment نظرات ()

 
نمیدانم چرا
نویسنده : فائزه - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱
 

نمیدانم چرا وقتی که راه زندگی هموار میگردد

بشر تغییر حالت می دهد خونخوار میگردد

به وقت عیش و عشرت مینوازد ساز بی دینی

به وقت تنگدستی مومن و دیندار میگردد

این شعرو چند وقت پیش رو دیوار یه مغازه دیدم خیلی دگرگونم کرد


 
comment نظرات ()

 
شوخی با داستانهای کتاب فارسی
نویسنده : فائزه - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٥
 

 

- داستان حسنک کجایی

گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیکر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.


 
comment نظرات ()

 
امیدوار باشید
نویسنده : فائزه - ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۳
 

هر کدام از ما در زندگی مواقعی را تجربه کرده ایم که زندگیمان در نهایت دشواری بوده- مثلا تنها مانده ایم- از پس پرداخت وامها- قسط ها و صورتحسابها برنمی آمدیم- شغلمان را از دست داده ایم- یا کسی که بیشتر از همه دوستش داشتیم ما را ترک کرده بود در این مواقع حتی فکر نمیکردیم که بتوانیم تا هفته بعد دوام بیاوریم ولی به هر ترتیب دوام آوردیم

ممکن است در این لحظات آن دورنمای زیبایی که از زندگی داشتیم را در جایی گم کرده باشیم و دنیایمان را تیره تر از آنچه هست رنگ کرده باشیم  در این زمانها آینده برای ما بصورت کانونی از مشکلات جلوه میکند و ما مرتب با خود میگوییم:" نه بابا این مشکل من فیل رو هم از پا در میاره"

اگر کسی برای یک سفر یک روزه  به اندازه یک عمر زندگی در یک جزیره متروکه آذوقه بردارد کار احمقانه ای کرده است  اما چطور احمقانه نیست که ما آدمها تمام دلشوره ها و نگرانیهای بیست و پنج سال بعدمان را در یک بقچه میریزیم و از حالا با خودمان حمل میکنیم؟ و تازه تعجب هم میکنیم که بار زندگی چقدر سنگین و طاقت فرساست!

ما معمولا فراموش میکنیم که اساسی ترین نیازهای ما هرروز دارند برطرف میشوند

من عاشق ماجرای مردی هستم که به دکتر رابرت تلفن زده و گفته بود:" دیگه همه چی تموم شد- زندگیم نابود شد- تموم داراییم دود شد و رفت هوا!

دکتر رابرت از او پرسیده بود: آیا هنوز میتونی ببینی؟

-        آره میتونم

-        هنوز میتونی راه بری؟

-        آره میتونم

-        مسلما هنوز گوشها و انگشت هات هم سالم هستن وگرنه نمیتونستی به من زنگ بزنی!

-        آره خوب سالمن!

و دکتر رابرت به او گفته بود: پس گمون میکنم با این حساب تقریبا همه چی سرجاش باشه! تو همه چی داری تنها چیزی که از دست دادی فقط پولهات بوده

سئوال دیگری که میتوانیم از خودمان بپرسیم این است که بد تر از این حالت چه اتفاقی میتوانست بیفتد؟ واگر آن اتفاق بدتر می افتاد آیا باز هم میتوانستم به زندگیم ادامه بدم؟

ما اغلب مسائل را از آنچه هست بزرگتر میکنیم حتی شاید بدتر از این ها هم اتفاق بیفتد و زجرآور هم باشد اما باز آنجا هم آخر دنیا نخواهد بود

سئوال دیگر آن است که آیا خیلی زندگی رو به خودم سخت نگرفته ام؟ آیا تابحال متوجه شده اید که گاهی سر مسئله ای که دوستتان حتی چند ثانیه هم به آن فکر نکرده شما مدتها بی خوابی و زجر کشیده اید؟

این غالبا به این خاطر است که ما زندگی را به خودمان سخت گرفته ایم و فکر میکنیم که همه دنیا کارهایشان را ول کرده اند و دارند مارا نگاه میکنند در صورتی که این طور نیست

تازه اگر این طور هم باشد خوب که چی؟ تردیدی نیست که شما دارید زندگیتان را میکنید آن هم به بهترین شیوه ای که بلد هستید


 
comment نظرات ()

 
زیر بار زور نباید رفت
نویسنده : فائزه - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٤
 

برهنه زخمهای سخت خوردن                       پیاده راههای دور رفتن

تن تاول زده با زحمت و زور                       میان لانه ی زنبور رفتن

به کوه بیستون بی رهنمایی                          شبانه با دو چشم کور رفتن

میان لرز و تب با جسم پر زخم                     زمستان زیر آب شور رفتن

به پیش من هزاران بار خوشتر                    که یک جو زیر بار زور رفتن


 
comment نظرات ()

 
گوش چپ گوش عشق است
نویسنده : فائزه - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٦
 

دانشمندان کشف کردند گوش چپ که اطلاعات خود را به نیمکره راست مغز ارسال می کند گوش “عشق” است و بنابراین عبارات احساسی را برای درک بهتر باید در این گوش نجوا کرد.بخش چپ مغز منطق، توجه به جزئیات، زبان، علم و استراتژیها را نشان می دهد و طرف راست تصورات، اشراق و سیر و سلوک، دید همزمان، تخیلات و احساسات را حاکمیت می کند.

 

هر یک از این بخشهای مغز قسمت مخالف بدن را کنترل می کنند. بنابراین منطقی است که تصور شود یک جمله احساسی اگر مستقیما از طرف چپ بدن ارسال شود سریعتر به مراکز احساسی می رسند.

به طور طبیعی چشم راست با زکاوت بیشتری می تواند رنگها را درک کند این درحالی است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و یا با دست چپ کودک را در آغوش بگیرند.

در حقیقت دانشمندان یک دانشگاه انگلیسی در تحقیقات خود نشان دادند که 85 درصد از زنان چپ دست یا راست دست کودک خود را با دست چپ در آغوش می گیرند. به این ترتیب واکنشهای فیزیکی و احساسی کودک مستقیما به طرف راست مغز مادر می رسند.

 به تازگی گروهی از محققان  با آزمایش هزار و 120 نفر مشاهده کردند که گوش چپ در این افراد “گوش عشق” است. به طوری که 69 درصد از موارد خاطر نشان کردند تمام عبارات شیرین و عاطفی را هنگامی که از راه گوش چپ می شنوند بهتر درک می کنند و تنها 56 درصد از موارد اگر این عبارات را با گوش راست بشوند می توانند عمق آنها را درک کنند


 
comment نظرات ()

 
چگونه بدانیم که با فردی مناسب خود ازدواج می کنیم؟
نویسنده : فائزه - ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤
 

هیچوقت با فکر اینکه عشق مهمترین چیز است، وارد زندگی نشوید

پیدا کردن زن یا مرد ایدآل اصلاً کار ساده ای نیست. وقتی فکر میکنید که فرد ایدآل خود را پیدا کرده اید، هنوز هم ممکن است تردید داشته باشید. شک داشتن به کسی که می خواهید با او ازدواج کنید، نه تنها کاملاً نرمال و طبیعی است، بلکه کاملاً سالم است.

خوشبختانه احتمالاً تا الان می دانید که نباید با کسی که بیش از حد مشروب می خورد، بیش از حد الواتی می کند، بیش از حد کار می کند، بیش از حد لاف می زند، معتاد است، بی وفا است و خیانت می کند، خشن و بیرحم است یا صادق نیست، ازدواج کنید.

اگر همسر آینده تان عاری از این صفات است و هنوز هم در ازدواج با او شک دارید، حتماً این مقاله را دنبال کنید. ما به شما کمک می کنیم که ببینید آیا این تردیدهایتان منطقی است و ارزش توجه دارد یا نه یا اینکه فقط بدون هیچ دلیل منطقی نگران هستید.

خوشبختی و حمایت احساسی

گرچه انتظار داشتن اینکه همسرتان همیشه و در همه حال شما را شاد کند، کمی غیرمنطقی است اما اگر همسرتان، مرد/زن ایدآل و مناسب شما باشد، خود به خود موجب شادی شما می شود و به شما حس قدرت در زندگی می دهد.

- وقتی احساس کنید که کسی هست که از رشد احساسی و عقلانی شما حمایت کرده و در این راه تشویقتان می کند، آنوقت است که می فهمید با فردی مناسب خود ازدواج کرده اید. خواست فرد ایدآل شما این است که از نظر احساسی سالم باشید و بتوانید روی پاهای خودتان بایستید. وقتی با فرد مناسب خود باشید، احساس بسیار خوبی درمورد خودتان خواهید داشت و حس اطمینان و امنیت خواهید کرد.

- فرد ایدآل شما هیچوقت منفی گرا، خودخواه، کم مایه و سست، ساکت، خجالتی، انتقادی، یا شلخته نیست. چرا باید وقتتان را با یک نادان بگذرانید؟

محبت، عشق و سکس

اهمیت زیادی دارد که کسی که با او ازدواج می کنید کسی باشد که با شما تفاهم داشته باشد و درمورد مسائل جنسی و عشقی، نیازها و خواسته های شما را درک کند.

- اگر همسر آینده تان "دوستت دارم" را نه فقط زبانی بلکه با اعمال محبت آمیز نشان دهد، می فهمید که می خواهید با فرد مناسبی ازدواج کنید. اعمال محبت آمیز به چیزهایی مثل این گفته می شود: اینکه وقتی خسته اید بفهمد، روز تولدتان را به یاد داشته باشد، دوست داشته باشد که وقتش را با شما بگذراند، به حرفهایتان گوش کند، به شما احترام بگذارد، وقتی دیر کردید به شما زنگ بزند، به شما محبت کند، اگر چیزی را نفهمیدید، درمقابلتان صبور باشد. موقع سلام و خداحافظی ببوسدتان، بدون هیچ دلیلی در آغوشتان بگیرد.

- اگر از نظر جنسی با همسر آینده تان تطابق داشته باشید، آنوقت می فهمید که می خواهید با فرد مناسبی ازدواج کنید. اگر هر دو شما به صمیمیت جنسی به شکل متفاوتی نگاه کند یا امیال جنسیتان متفاوت باشد، رابطه زناشوییتان به خطر می افتد.

- فرد مناسب برای ازدواج کسی است که دوستش داشته باشید و دوست شما باشد. او از گذران وقت با شما لذت می برد. اگر شما دو نفر با هم دوست نباشید، عشق و ازدواج شما خیلی زود محو خواهد شد.

- فرد مناسب برای ازدواج مهربان، باملاحظه و مودب است. مسائل پیش پا افتاده زندگی مثل گفتن "متشکرم" یا باز کردن در شاید قدیمی به نظر برسد اما نشان دهنده میزان احترام و علاقه و مهربانی فرد به شماست.

ارتباط، اهداف، و ارزش ها

شما و فرد مناسب شما برای ازدواج، اهداف و ارزشهای یکسانی دارید.

- داشتن علایق و نظرات مختلف اشکالی ندارد فقط به شرط اینکه درمورد عدم تفاهم در آنها به تفاهم رسیده باشید. بااینکه ممکن است همیشه با یکدیگر هم عقیده نباشید، صحبت کردن با فرد مناسب برای ازدواج همیشه جالب است وهیچوقت خسته تان نمی کند. او افکار و عقاید خود را طوری با شما مطرح می کند که ناراحتتان نکند.

- فرد مناسب برای ازدواج با درک اینکه تنها مسئله ثابت در زندگی، تغییر است، دوست دارد درمورد مسائل و مشکلات زندگی هم قبل و هم بعد از ازدواج با شما صحبت کند.

- فرد مناسب برای ازدواج شما را تشویق می کند که با تغذیه سالم و ورزش برای داشتن سبک زندگی سالمتر، تصمیم بگیرید. او برای توازن بخشیدن به کار و زندگی فردی شما، همراه و همگام با شما کار می کند.

- اینکه شما تنها کسی باشید که باید خانه را مرتب کند و از بچه ها مراقبت کند، دیگر خیلی قدیمی شده است. مرد مناسب شما در این مسئولیت ها خود را با شما شریک می داند.

- پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج به این معنا نیست که دیگر هیچ مشکل و اختلافی با هم نخواهید داشت. اما با فرد مناسب برای خود دیگر مطمئن هستید که می توانید به همراه هم مسائل و مشکلات را بررسی کرده و طوری آنها را حل کنید که هیچ صدمه این به ازدواجتان وارد نشود.

اعتماد و صداقت

فرد مناسب برای ازدواج، با شما صادق و روراست است.

- فرد مناسب برای ازدواج به شما اعتماد دارد و تلفن ها و استفاده شما از کامپیوتر را کنترل نمی کند، مدت زمانی که با دیگران می گذرانید را محدود نمی کند. وقتی همسر آینده تان سعی نکند که شما را از دوستان و خانواده تان جدا کند، آنوقت می فهمید که فردی مناسب برای ازدواج است. فرد مناسب برای ازدواج هیچوقت نمی خواهد که زندگی شما را کنترل کند، بلکه می خواهد زندگیش را با شما تقسیم کند.

- با فرد مناسب برای ازدواج هیچوقت نباید لازم باشد که از حریم شخصی خود دفاع کنید. وقتی از شما درمورد ساعتی که نیاز دارید به تنهایی بگذرانید سوال نشود، می فهمید که فرد مناسب برای خود را پیدا کرده اید.

- فرد مناسب برای شما به شما اطمینان دارد و جاسوسی شما را نمی کند. اگر قرار باشد هر حرکت خود را توجیه کنید، زندگی واقعاً سخت می شود.

پرچم های قرمز در روابط

اگر متوجه شدید که مسائل و مشکلاتی در روابطتان وجود دارد، به راحتی از آنها نگذرید و به هیچ وجه فکر نکنید که این مشکلات اهمیت زیادی ندارند یا با گذر زمان درست می شوند و طرفتان عوض می شود. برای داشتن یک ازدواج موفق، به  چیزهایی فرای عشق نیاز دارید.


 
comment نظرات ()

 
دل بر که توان بست
نویسنده : فائزه - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
 

دل بر که توان بست چو دلدار نباشد 

غم با که توان گفت چوغمخوارنباشد

ای صاحب دل خانه دل مسکن یاراست       

این خانه نشیمن گه اغیار نباشد

زاهد چه گشایی در دکان ریا را                

اکنون که تورا رونق بازار نباشد

گریان شدم ازدیدن رویش که به خورشید      

در چشم توانایی دیدار نباشد

از ماه جهان تا به جمال تو چه گویم          

خورشید به این جلوه رخسار نباشد

تا هست سر شوق گلستان جمالت             

 دل را هوس دیدن گلزار نباشد

دل بر که توان بست چو دلدار نباشد         

غم با که توان گفت چوغمخوارنباشد


 
comment نظرات ()

 
زمان را از دست ندهید
نویسنده : فائزه - ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٥
 

تصورکنید بانکی دارید که درآن هرروزصبح 86400 تومان به حساب شما واریز می شود و تا آخرشب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید، چون آخروقت حساب خود به خود خالی می شود.


دراین صورت شما چه خواهید کرد؟
البته که سعی می کنید تا آخرین ریال راخرج کنید!


هرکدام ازما چنین با نکی داریم : بانک زمان .
هرروزصبح ،دربانک زمان شما 86400 ثانیه اعتبارریخته می شودو آخرشب این اعتبار به پایان می رسد.
هیچ برگشتی نیست وهیچ مقداری ازاین زمان به فردا اضافه نمی شود.
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده ،می داند.


ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیاآورده ،می داند.
ارزش یک هفته راسردبیر یک هفته نامه می داند.


ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق رامی کشد،


ارزش یک دقیقه را شخصی که ازقطار جامانده میداند ،


و ارزش یک ثانیه را آنکه ازتصادفی مرگبارجان به دربرده،می داند.

هرلحظه ،گنج بزرگی است،گنجتان رامفت ازدست ندهید.
بازبه خاطر بیاوریدکه زمان به خاطرهیچکس منتظر نمی ماند.

فرصت جوانی ، ربودنی و رفتنی است و ضایع ساختن آن، چیزی جز غم، اندوه و پشیمانی را برای دوران پس از آن، به جا نمی گذارد.

بزرگترین فن بهتر زیستن، بهره جستن از فرصتهای بی نظیری است که به سرعت می گذرند. «فرصت جوانی» ، با دیگر ذخایری که در اختیار دارید ، تفاوت دارد. مدت زمان جوانی را نمی توان تغییر داد.

جوانی، فرصتی جبران ناپذیر است، و «خست» و «دقت» در آن، امری پسندیده و نیکوست.. رسول گرامی اسلام می فرماید:

« پروردگار فرشته هایی دارد که هر شب نازل شده، بانگ میزنند: ای بیست ساله ها! تلاش و جدّیت کنید»

لحظات زندگی را جدی بگیرد و فرصت جوانی را دریابید.

 


 
comment نظرات ()

 
اگه تو نبودی......
نویسنده : فائزه - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۸
 

این روزا دلم خیلی گرفته

آدم دلش میگیره از کسانی که ادعا می کنن دوستت دارن اما پای عمل که میرسه خلافش رو ثابت میکنن

آدم دلش میگیره از کسانی ادعای رفاقت میکنن ولی ته دلشون میخوان سر به تنت نباشه

آدم دلش میگیره از کسانی که مثل آب خوردن دروغ میگن

خسته شدم از آدمای حسودی که هزارتا وصله بهت می چسبونن تا جلوی دیگران خرابت کنن

خسته شدم از آدمایی که هیچ وقت نتونستم بفهمم دوستم هستن یا دشمنم

عزیزم! اگه تو نبودی من تو این دنیای بی رحم چه کار میکردم؟ اگه هنوز زنده ام اگه هنوز نفسم میکشم فقط به امید با تو بودنه

عزیزم! اگه شونه های محکم و مردونه ی تو نبود من سرم رو روی شونه های چه کسی میگذاشتم؟

زندگی من! اگه درتلاطم این روزای سخت مثل کوه پشتم وانمیستادی و ازم حمایت نمیکردی من چطور می تونستم طاقت بیارم؟

اگه لبخند مهربون تو نبود اگه حرفای آرامش بخش تو نبود من چه طوری تو این زمونه ی سراسر مکر و ریا زندگی میکردم؟

دلم ازاین همه دورویی و دروغ گرفته عزیزم!

چه قدر خوبه که تو هستی چه قدر خوبه که تو رو دارمماچ


 
comment نظرات ()

 
دیدنی ها!
نویسنده : فائزه - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٦
 

این خانوم کمر باریک ترین زن جهان لقب گرفتن!!!

این خانوم هم زشت ترین عروس دنیا لقب گرفتن!!!

این خانوم پیر ترین مادر دنیا لقب گرفتن!!!

جالب بود نه؟؟ منتظر نظراتتون هستم


 
comment نظرات ()

 
عجایبی در مورد انسان
نویسنده : فائزه - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۳٠
 

بشر پر حرفترین موجود روی زمین است . این آمار اخیرا از سوی پزشکان روسیه منتشر شده است .

این محققان حد متوسط عمر بشر را 70 سال گرفته اند که در این مدت انسان 13 سال حرف می زند 6سال غذا می خورد 23 سال می خوابد هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا می خورد!!

اگر وزن افراد را 75 تا 80 کیلو در نظر بگیریم باید گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزن خود غذا می خورد !!

قلب انسان هر یک دقیقه 80 تا صد بار می زند با این شرایط قلب او در طول زندگی 2میلیلرد و 58 میلیون بار بی وقفه می زند !!

انسان در طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر می دارد یعنی 7میلیون قدم در سال !! در 70 سالگی این قدم ها به 500 میلیون می رسد !!

بدن انسان به وسیله پوشش شگفت انگیزی محافظت می شود این پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30میلیون میکروب رویش مینشیند و29 میلیون آن کشته می شود !!

پوست بدن انسان می تواند گرمای 44تا 46 درجه را تحمل کند !! وبالاترین میزان برودت که بدن قادر به ایستادگی در برابر آن است 26درجه زیر صفر است

انسان می تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند !!

حساس ترین عضو بدن چشم است که می تواند 10هزار رنگ را تشخیص دهد وبالاخره اینکه نوزاد تا 8 ماهگی دنیا را سیاه وسفید میبیند!!


 
comment نظرات ()

 
رستوران آدمخوارها
نویسنده : فائزه - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤
 

امروز عکس یه رستوران چینی رو توی اینترنت دیدم که توش نوزاد انسان میل میکنن!

آدرسش رو براتون گذاشتم برید ببینید

من که واقعا حالم بهم خورد

http://www.gangineh.com/sirabi/tanavol.htm

نظر یاتون نره


 
comment نظرات ()

 
فرزند چندم خانواده هستید؟
نویسنده : فائزه - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٠
 

تک فرزندان

نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها و جزئیات هستند و از قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.

نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز میزنند.  به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.

 

فرزندان اول خانواده

نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رئیس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه فرزندان اول خانواده هستند. فکر می کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسیم می شوند: پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر دو یکسان هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادی ایرادگیر، مشکل پسند و دقیق هستند و عاشق توجه به جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس، منظم و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسائل غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه خوششان نمی آید.

نقاط منفی: معمولاً این افراد کمی بداخلاق، ترشرو بی احساس به نظر می آیند. گه گاه به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می آورند، تهدید کننده و رعب آور هستند. چون فکر می کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چیز را می دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست مآب، ایرادگیر و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.

 فرزندان وسط خانواده

 نقاط مثبت: فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها "آرامش به هر قیمتی" است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجیگران خوبی باشند.

 نقاط منفی: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شود. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.

 فرزندان آخر خانواده

 نقاط مثبت: افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود به همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند. افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک کردن واهمه ای ندارند.

  نقاط منفی: خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر واقعی از رابطه ی داشته تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد.


 
comment نظرات ()

 
لطفا هدفمند و جهت دار باشید
نویسنده : فائزه - ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٧
 

 هدفمند بودن و جهت دار اندیشه کردن چیست ؟
تصور کنید به رستورانی می روید . پیشخدمت می پرسد چی میل میکنید ؟ اگر بگویید نمی دانم چه می شود ؟ پیشخدمت فکر میکند شما یا جاهلید یا غافل و عذر شما را می خواهد . پیشخدمت زندگی نیز با ما اینگونه رفتار میکند . اگر دارای ایده و تفکر مشخصی نباشیم ٬ اگر جهت دار و هدفمند از زندگی چیزی نخواهیم ٬ او نیز چیزی به ما نخواهد داد .
اگر سوار یک تاکسی شوید و هنگامی که راننده پرسید کجا می روید و به او بگویید خیابان شریعتی ٬ نه نه ! به خیابان فاطمی ولی نه ٬ به خیابان حافظ . راننده تاکسی فورا عذر شما را می خواهد زیرا تصور میکند شما اندکی کم دارید !! تاکسی زندگی ما نیز ما را به جایی نخواهد برد اگر آدرس مشخص و معینی به او ندهیم .
قطعه ای از داستان آلیس در سرزمین عجایب :
زمانی آلیس به جایی می رسد که هر راه به سویی می رود و او نمی داند به کدام جهت برود . از همراه خود ٬ گربه ٬ راهنمایی میخواهد و از او میپرسد
ممکن است به من بگویی که از اینجا کدامین راه را در پیش گیرم ؟
گربه میگوید بستگی دارد که دلت بخواهد به کجا بروی
آلیس جواب می دهد من چندان اهمیتی نمی دهم که به کجا
گربه میگوید پس دیگر فرقی نمی کند که از کدام راه بروی !!
چند پند از بزرگان
 چیزی را می یابیم که انتظارش را داریم و چیزی را بدست می آوریم که تقاضا میکنیم .
( آلبرت هابارد )
ارزش انسان به چیزی که بدست می آورد نیست بلکه ارزش انسان در چیزیست که مشتاق آن است
( جبران خلیل جبران )
انسان به اندازه برخورداری هایی که دارد انسان نیست . بلکه درست بالعکس ٬ انسان به اندازه نیازهایی که در خود احساس میکند انسان است و ه چقدر فاصله " بودن " تا " شدن " زیادتر باشد ٬ او آدم تر است . آن چیزی که هستیم تا آن چیزی که میخواهیم باشیم ٬ وصعت آن فاصله٬ محک میزان و معیار تعالی اندیشه و تفکر و شخصیت انسان است .
( دکتر شریعتی )
حال که هدفمند ٬ جهت دار ٬ آگاه اندیش و هوشمند هستیم یقینا میتوانیم خود و به دستان خود جایگاه خویش را دز زندگی معلوم سازیم و با قلم آگاهی بر سینه سپید فرداهای سبز خویش به جای سرنوشت بنویسیم عقل نوشت ! و با آگاهی از مسئولیت خطیر خویش در این بیکران هستی سفر زندگی را آغاز کنیم . مقصد ( که همان نیمه گمشده ی ماست ) برایمان شفاف ٬ مشخص و روشن است و آرزوهایی که حکم مسیر را برایمان دارند در پیش رویمان جاریند اما اشتباه نگیریم ٬ مسیر را با مقصد . این چیزی است که غالب ما ناخودآگاه با یکدیگر اشتباه میگیریم . به جای آنکه به مقصد بیاندیشیم در مسیر متوقف می شویم . تصور کنید شخصی میخواهد به اصفهان برود اما در بین راه پیاده شده و محدوده خویش را چراغان کند و محو زیباییهای آن شود . این شخص مقصد را فراموش کرده و در مسیر متوقف مانده !!!


 
comment نظرات ()

 
گاهی مجبور می شوم
نویسنده : فائزه - ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٤
 

من با صمیمی ترین دوستم قطع رابطه کردم ! با کسی که سه سال از بهترین سالهای عمرم رو باهاش بودم! اسمش نگاره دختر خوب و بی شیله پیله ایه تو برخی موارد از خود من بهترو خوبتره. خیلی باهم جور بودیم می گفتیم می خندیدیم از هر دری باهم صحبت میکردیم و....

خلاصه عالمی داشتیم با هم

باهم همشهری هم  هستیم خیلی دوستش دارم دختر شاد و بگو بخندیه

خب شاید بپرسید شما که اینقدر با هم جون جونی بودین چرا قطع رابطه کردین!

راستش رو بخواین دلیلش نامزدمه....

نامزدم مخالف ارتباط من با نگاره. میگه ازش خوشم نمیاد دوست ندارم باها ش حرف بزنی!تعجبسوال

هرچی باها ش صحبت کردم و سعی کردم که قانعش کنم که نگار دختر خوبیه نشد که نشد!

بهم گفت: باشه اگه دوست داری به رفاقتت با نگار ادامه بده اشکال نداره ولی دیگه توقع نداشته باش که من به حرفات گوش کنم!ناراحت

تو که برای حرف من ارزش قائل نمیشی منم دیگه هرچی تو بگی گوش نمیکنم و ....

خلاصه منم مجبور شدم بخاطر عشقم از بهترین دوستم بگذرم

الان یه کم ناراحتم دوست نداشتم دوستیم با نگار بهم بخوره ولی خب....

اشکال نداره آدم گاهی مجبوره بخاطر کسیکه دوستش داره از بعضی چیزا بگذره

دوست رو میشه بازهم پیدا کرد ولی  عشق رو نه نمیشه

نظر شما چیه؟


 
comment نظرات ()