سیب سرخ

عجایبی در مورد انسان
نویسنده : فائزه - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۳٠
 

بشر پر حرفترین موجود روی زمین است . این آمار اخیرا از سوی پزشکان روسیه منتشر شده است .

این محققان حد متوسط عمر بشر را 70 سال گرفته اند که در این مدت انسان 13 سال حرف می زند 6سال غذا می خورد 23 سال می خوابد هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا می خورد!!

اگر وزن افراد را 75 تا 80 کیلو در نظر بگیریم باید گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزن خود غذا می خورد !!

قلب انسان هر یک دقیقه 80 تا صد بار می زند با این شرایط قلب او در طول زندگی 2میلیلرد و 58 میلیون بار بی وقفه می زند !!

انسان در طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر می دارد یعنی 7میلیون قدم در سال !! در 70 سالگی این قدم ها به 500 میلیون می رسد !!

بدن انسان به وسیله پوشش شگفت انگیزی محافظت می شود این پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30میلیون میکروب رویش مینشیند و29 میلیون آن کشته می شود !!

پوست بدن انسان می تواند گرمای 44تا 46 درجه را تحمل کند !! وبالاترین میزان برودت که بدن قادر به ایستادگی در برابر آن است 26درجه زیر صفر است

انسان می تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند !!

حساس ترین عضو بدن چشم است که می تواند 10هزار رنگ را تشخیص دهد وبالاخره اینکه نوزاد تا 8 ماهگی دنیا را سیاه وسفید میبیند!!


 
comment نظرات ()

 
رستوران آدمخوارها
نویسنده : فائزه - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤
 

امروز عکس یه رستوران چینی رو توی اینترنت دیدم که توش نوزاد انسان میل میکنن!

آدرسش رو براتون گذاشتم برید ببینید

من که واقعا حالم بهم خورد

http://www.gangineh.com/sirabi/tanavol.htm

نظر یاتون نره


 
comment نظرات ()

 
فرزند چندم خانواده هستید؟
نویسنده : فائزه - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٠
 

تک فرزندان

نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها و جزئیات هستند و از قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.

نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز میزنند.  به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.

 

فرزندان اول خانواده

نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رئیس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه فرزندان اول خانواده هستند. فکر می کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسیم می شوند: پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر دو یکسان هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادی ایرادگیر، مشکل پسند و دقیق هستند و عاشق توجه به جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس، منظم و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسائل غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه خوششان نمی آید.

نقاط منفی: معمولاً این افراد کمی بداخلاق، ترشرو بی احساس به نظر می آیند. گه گاه به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می آورند، تهدید کننده و رعب آور هستند. چون فکر می کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چیز را می دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست مآب، ایرادگیر و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.

 فرزندان وسط خانواده

 نقاط مثبت: فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها "آرامش به هر قیمتی" است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجیگران خوبی باشند.

 نقاط منفی: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شود. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.

 فرزندان آخر خانواده

 نقاط مثبت: افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود به همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند. افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک کردن واهمه ای ندارند.

  نقاط منفی: خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر واقعی از رابطه ی داشته تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد.


 
comment نظرات ()

 
لطفا هدفمند و جهت دار باشید
نویسنده : فائزه - ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٧
 

 هدفمند بودن و جهت دار اندیشه کردن چیست ؟
تصور کنید به رستورانی می روید . پیشخدمت می پرسد چی میل میکنید ؟ اگر بگویید نمی دانم چه می شود ؟ پیشخدمت فکر میکند شما یا جاهلید یا غافل و عذر شما را می خواهد . پیشخدمت زندگی نیز با ما اینگونه رفتار میکند . اگر دارای ایده و تفکر مشخصی نباشیم ٬ اگر جهت دار و هدفمند از زندگی چیزی نخواهیم ٬ او نیز چیزی به ما نخواهد داد .
اگر سوار یک تاکسی شوید و هنگامی که راننده پرسید کجا می روید و به او بگویید خیابان شریعتی ٬ نه نه ! به خیابان فاطمی ولی نه ٬ به خیابان حافظ . راننده تاکسی فورا عذر شما را می خواهد زیرا تصور میکند شما اندکی کم دارید !! تاکسی زندگی ما نیز ما را به جایی نخواهد برد اگر آدرس مشخص و معینی به او ندهیم .
قطعه ای از داستان آلیس در سرزمین عجایب :
زمانی آلیس به جایی می رسد که هر راه به سویی می رود و او نمی داند به کدام جهت برود . از همراه خود ٬ گربه ٬ راهنمایی میخواهد و از او میپرسد
ممکن است به من بگویی که از اینجا کدامین راه را در پیش گیرم ؟
گربه میگوید بستگی دارد که دلت بخواهد به کجا بروی
آلیس جواب می دهد من چندان اهمیتی نمی دهم که به کجا
گربه میگوید پس دیگر فرقی نمی کند که از کدام راه بروی !!
چند پند از بزرگان
 چیزی را می یابیم که انتظارش را داریم و چیزی را بدست می آوریم که تقاضا میکنیم .
( آلبرت هابارد )
ارزش انسان به چیزی که بدست می آورد نیست بلکه ارزش انسان در چیزیست که مشتاق آن است
( جبران خلیل جبران )
انسان به اندازه برخورداری هایی که دارد انسان نیست . بلکه درست بالعکس ٬ انسان به اندازه نیازهایی که در خود احساس میکند انسان است و ه چقدر فاصله " بودن " تا " شدن " زیادتر باشد ٬ او آدم تر است . آن چیزی که هستیم تا آن چیزی که میخواهیم باشیم ٬ وصعت آن فاصله٬ محک میزان و معیار تعالی اندیشه و تفکر و شخصیت انسان است .
( دکتر شریعتی )
حال که هدفمند ٬ جهت دار ٬ آگاه اندیش و هوشمند هستیم یقینا میتوانیم خود و به دستان خود جایگاه خویش را دز زندگی معلوم سازیم و با قلم آگاهی بر سینه سپید فرداهای سبز خویش به جای سرنوشت بنویسیم عقل نوشت ! و با آگاهی از مسئولیت خطیر خویش در این بیکران هستی سفر زندگی را آغاز کنیم . مقصد ( که همان نیمه گمشده ی ماست ) برایمان شفاف ٬ مشخص و روشن است و آرزوهایی که حکم مسیر را برایمان دارند در پیش رویمان جاریند اما اشتباه نگیریم ٬ مسیر را با مقصد . این چیزی است که غالب ما ناخودآگاه با یکدیگر اشتباه میگیریم . به جای آنکه به مقصد بیاندیشیم در مسیر متوقف می شویم . تصور کنید شخصی میخواهد به اصفهان برود اما در بین راه پیاده شده و محدوده خویش را چراغان کند و محو زیباییهای آن شود . این شخص مقصد را فراموش کرده و در مسیر متوقف مانده !!!


 
comment نظرات ()

 
گاهی مجبور می شوم
نویسنده : فائزه - ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٤
 

من با صمیمی ترین دوستم قطع رابطه کردم ! با کسی که سه سال از بهترین سالهای عمرم رو باهاش بودم! اسمش نگاره دختر خوب و بی شیله پیله ایه تو برخی موارد از خود من بهترو خوبتره. خیلی باهم جور بودیم می گفتیم می خندیدیم از هر دری باهم صحبت میکردیم و....

خلاصه عالمی داشتیم با هم

باهم همشهری هم  هستیم خیلی دوستش دارم دختر شاد و بگو بخندیه

خب شاید بپرسید شما که اینقدر با هم جون جونی بودین چرا قطع رابطه کردین!

راستش رو بخواین دلیلش نامزدمه....

نامزدم مخالف ارتباط من با نگاره. میگه ازش خوشم نمیاد دوست ندارم باها ش حرف بزنی!تعجبسوال

هرچی باها ش صحبت کردم و سعی کردم که قانعش کنم که نگار دختر خوبیه نشد که نشد!

بهم گفت: باشه اگه دوست داری به رفاقتت با نگار ادامه بده اشکال نداره ولی دیگه توقع نداشته باش که من به حرفات گوش کنم!ناراحت

تو که برای حرف من ارزش قائل نمیشی منم دیگه هرچی تو بگی گوش نمیکنم و ....

خلاصه منم مجبور شدم بخاطر عشقم از بهترین دوستم بگذرم

الان یه کم ناراحتم دوست نداشتم دوستیم با نگار بهم بخوره ولی خب....

اشکال نداره آدم گاهی مجبوره بخاطر کسیکه دوستش داره از بعضی چیزا بگذره

دوست رو میشه بازهم پیدا کرد ولی  عشق رو نه نمیشه

نظر شما چیه؟


 
comment نظرات ()

 
آخرین شوخیهای عبید زاکانی پیش از مرگ
نویسنده : فائزه - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٩
 

می گویند عبید زاکانی در واپسین روزهای حیات یک بیت شعر سروده و در گاو صندوق خانه اش گذاشته بود

در موقع مرگ وصیت کرد که فرزندانش محتویات گاوصندوق را به ارث ببرند

بعد از مرگ عبید وقتی فرزندانش به سراغ ارثیه پدر رفتند با تعجب مشاهده کردند که پدرشان درآخرین لحظات حیات هم دست از شوخی برنداشته است چون داخل گاوصندوق این شعر را گذاشته بود:

خدا داند ومن دانم و تو هم می دانی      که یک قران هم ندارد عبید زاکانی

                                                       خنده


 
comment نظرات ()

 
مرد ماهیگیر و تاجر آمریکایی
نویسنده : فائزه - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۳
 

یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود!

از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟

مکزیکى: مدت خیلى کمى!

آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟

مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه!

آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟

مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم! با بچه‌هام بازى میکنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! و بادیدن طبیعت به فکر فرو می روم و از این همه نعمت غرق لذت میشم. بعد با دوستام شروع میکنیم به صحبت کردن و گپ زدن و کلی از زندگیمان لذت می بریم! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى!

آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى!

مکزیکى: خب! بعدش چى؟

آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشترى ها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى... بعدش کارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى... این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاس که دست به کارهاى مهمتر هم میزنى...

مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟

آمریکایى: پانزده تا بیست سال!

مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟

آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره!

مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟

آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى! با زنت خوش باشى! برى تو دهکده یچرخی! و بادیدن طبیعت به فکر فرو بری و از این همه نعمت غرق لذت بشی. بعد با دوستانت  صحبت کنی و از زندگی لذت ببری.


 
comment نظرات ()