سیب سرخ

آیا ما تنبلیم؟
نویسنده : فائزه - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤
 

اگر ضرب المثل های عامیانه فارسی را مرور کنیم به موارد جالب توجهی بر می خوریم، که در آن، «نشانه» هایی از ویژگی های فرهنگ ایرانی نمود پیدا کرده است؛ "چو فردا شود، فکر فردا کنیم"، "جور مرا بکش"، "نان گدایی را گاو خورد دیگر به کار نرفت"، "این طفل یکشبه ره صد ساله می رود"، "هر چه پیش آید خوش آید"، "جیم شدن" و ... همه این ضرب المثل ها بیان کننده خصوصیتی از فرهنگ ایرانی است و آن چیزی نیست جز " تنبلی"، آیا ایرانی ها تنبل هستند؟

به گزارش فرارو، دکتر محمد رضا جوادی یگانه استاد دانشگاه و عضو کمیسیون اجتماعی دبیر خانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در این باره می نویسد: «نتایج تحقیق تطبیقی نشان می‌دهد که میزان تنبلی ایرانیان از متوسط جهانی بیشتر است و تنها کشورهای عربی و آفریقایی هستند که بیش از ایرانیان دچار تنبلی هستند.»

جوادی یگانه در ادامه نوشت: «آنچه روشن است «تنبلی اجتماعی» یکی از مهمترین ویژگی‌های رفتاری ناپسند ایرانیان است. این مساله بویژه در عدم تمایل به درس خواندن در مدارس و دانشگاه‌ها، و در کار اداری کارمندان، و در میزان بالای تماشای تلویزیون در ایران به جای کتابخوانی، و در تمایل زیاد به استخدام در دستگاه دولتی و عدم تمایل برای کسب تخصص و مهارت و کارآفرینی، در وجود تعطیلی فراوان سالانه، در پدیده‌ای به نام بین التعطیلین، و در موارد فراوان دیگر موجود است.»

بسیاری از جامعه شناسان و فرهنگ شناسان ایرانی هنگامی که در باره مولف های ناپسند فرهنگ ایرانی سخن می گویند متفق القول یکی از این مولفه ها را "تنبلی" به شمار می آورند، از زین العابدین مراغه ای در "سیاحت نامه ابراهیم بیگ" گرفته تا حسن نراقی "در جامعه شناسی خودمانی" و حسن قاضی مرادی "در پیرامون خود مداری ایرانیان" همگی دم از "تنبلی" و "تن پروری" ایرانیان زده اند.

"تنبلی ایرانیان" ازنگاه سیاستمداران
تنبلی ایرانیان برای سیاستمداران نیز دردسر ساز شده است و در پاره ای مواقع، سیاستمداران مشهور کشور از این مسئله گلایه می کنند و خواهان مرتفع شدن این نقیصه فرهنگی می شوند، آیت الله خامنه ای رهبری عالی مقام جمهوری اسلامی ایران در سخنان نورروزی خود در سال گذشته از تنبلی به عنوان مهترین "دشمن درونی" ملت ایران یاد کرد. ایشان اظهار کردند: «تنبلی، نشاط کار نداشتن، ناامیدی، خودخواهی های افراطی، بدبین بودن به دیگران، بدبین بودن به آینده ، نداشتن اعتماد به خود (به شخص خود و نه به ملت خود) بیماری است.»

این در حالی است که رییس مجلس شورای اسلامی نیز در سال 86 در صحن علنی مجلس در همین باره سخن گفت، علی لاریجانی اظهار داشت: «عده ای شب و روز درس می خوانند که بعداً مجبور نشوند کار کنند. ما از حیث فرهنگ کار در کشور مشکل داریم. در کشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته شده است. این که آدم درس می خواند تا کار نکند و هرکسی درس نخواند کار کند.... اتلاف وقت در فرهنگ ما یک امر عادی شده است و فرار کردن از کار و زحمت یک نوع زرنگی است، قبلاً به کسی زرنگ می گفتند که بیشتر کارکند، ولی الآن کسی از زیر کار در برود زرنگ است.»

اما این قضاوت سیاستمداران داخلی به سیاست مداران خارجی هم سرایت کرد اما آنها سیاستمداران ایرانی را متهم به تنبلی نمودند، روس ها جدیدا ایرانیان را به تنبلی و بی توجهی در ساخت نیروگاه اتمی بوشهر متهم نمودند، حمید رضا کاتوزیان رییس کمیسیون انرژی مجلس در این باره گفت: «در مورد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر روس ها هر سال بهانه جدیدی می اورند و به تازگی ایرانیان را به کم توجهی و تنبلی متهم می کنند.» با این اظهارات به نظر می رسد روس ها هم به نقطه ضعف ایرانی ها پی برده اند.

اما توجه به تنبلی ایرانیان فقط مختص به تحلیلگران اجتماعی و سیاستمداران داخل و خارج نیست بلکه اگر به سیاحت نامه های غربی ها از ایران توجه کنیم، متوجه می شویم که در سفرنامه های آنها بارها و بارها بر مسئله "تنبلی" ایرانیان تاکید شده است.

"تنبلی ایرانیان" از نگاه دیگران
در سفرنامه یاکوب پولاک (ایران و ایرانیان) آمده است: «افتخارات ملت ایران که یکی از جالب توجه ترین ملل عالم است بیشتر، از عظمت گذشته او ناشی می شود و مادامی که گرفتار عوارض سستی و کهولت نشده باشد کاملا شایستگی آن را دارد بار دیگر که در تاریخ و فرهنگ جهان بشری نقش بسزا را بعهده بگیرد.»

در سفرنامه میلسپو آرتور چستر مستشار آمریکایی تحت عنوان"ماموریت آمریکایی ها در ایران به "تنبلی" ایرانیان با صراحت بیشتری اشاره شده است و می نویسد: «تعطیلات بی شمار، خوابیدن نیمروز به ویژه در تابستان، تعداد نوکران غیر ضروری و بالاتر از همه دو دلی و تعلل را به عنوان یک عادت جبلی می توان عوامل فرضی در ایجاد تنبلی ایرانیان دانست.»

چستر در جای دیگری از سفرنامه اش می نویسد: «دهقان ساعت 9 یا 10 به مزرعه می رود. تاجر بازار در حالی که پا روی پا انداخته در پیشخوان دکانش با بیحالی منتظر مشتری می نشیند و تقریبا در منزل هر ایرانی با اشخاصی مواجه می شویم که با وضع آراسته بیکار نشسته است. در قهوه خانه ها و کاروانسراها، در کنار خیابانها و جاده ها، گروه گروه از مردم ایران لم داده، صحبت می کنند، قلیان می کشند و یا ورق بازی می کنند. ایرانیان هرکاری را که داشته باشند عجله ای در انجام آن ندارند، اگر کنفرانسی قرار است در ساعت 4 بعد از ظهر شروع شود، کنفرانس کار خود را در ساعت 5 و نیم بعد از ظهر شروع می کنند.»

جیمز فردریک مابرلی نیز در "عملیات ایران" می نویسد: «ایرانیان در مجموع قومی بی مصرف، فاقد قابلیت های عملی و بی بهره از انرژی و پشتکاراند و حتی الامکان نباید به گفتار و کردار آنها دل بست. ژنرال دنسترویل توصیف جالبی از شخصیت ایرانی ارائه می دهد و می گوید: «با آنکه ایرانیان از کودکی با پند و اندرزهای حکیمانه ی سعدی و دیگر متفکران ایرانی بزرگ شده اند- و ناگفته نماند که در کلام آنها نیز برای هر مشکل و مساله ای پاسخی هست- هیچگاه در اندیشه به کاربردن این مواعظ نیستند و صرفا به نقل قول اکتفا می کنند.»

با این اوصاف مسئله ای که واضح است، این است که ایرانیان تنبل هستند. این را مهندس بازرگان، مصطفی ملکیان، احسان نراقی، صادق زیبا کلام و بسیاری از روشنفکران ایرانی بر آن تاکید می کنند و قطعا "تنبلی" پدیده ی عامی است که عموم ایرانیان اعم از سیاستمدار، صنعتگر، کارگر، روشنفکر، روحانی و همه و همه را می تواند شامل شود.

بسیاری از روشنفکران و تحلیلگران در ریشه یابی عقب افتادگی ایرانیان از غرب، پدیده ی تنبلی را یکی از عوامل موثر می شمارند و آن را به عنوان یک آفت در سیر تاریخ ایران تحلیل می کنند، تنبلی و تاثیر آن در روند پیشرفت ایران را در یکی از ضرب المثل های فارسی که می گوید "گربه تنبل را موش طبابت می کند" می توان به خوبی مشاهده کرد.


 
comment نظرات ()