لطفا هدفمند و جهت دار باشید

 هدفمند بودن و جهت دار اندیشه کردن چیست ؟
تصور کنید به رستورانی می روید . پیشخدمت می پرسد چی میل میکنید ؟ اگر بگویید نمی دانم چه می شود ؟ پیشخدمت فکر میکند شما یا جاهلید یا غافل و عذر شما را می خواهد . پیشخدمت زندگی نیز با ما اینگونه رفتار میکند . اگر دارای ایده و تفکر مشخصی نباشیم ٬ اگر جهت دار و هدفمند از زندگی چیزی نخواهیم ٬ او نیز چیزی به ما نخواهد داد .
اگر سوار یک تاکسی شوید و هنگامی که راننده پرسید کجا می روید و به او بگویید خیابان شریعتی ٬ نه نه ! به خیابان فاطمی ولی نه ٬ به خیابان حافظ . راننده تاکسی فورا عذر شما را می خواهد زیرا تصور میکند شما اندکی کم دارید !! تاکسی زندگی ما نیز ما را به جایی نخواهد برد اگر آدرس مشخص و معینی به او ندهیم .
قطعه ای از داستان آلیس در سرزمین عجایب :
زمانی آلیس به جایی می رسد که هر راه به سویی می رود و او نمی داند به کدام جهت برود . از همراه خود ٬ گربه ٬ راهنمایی میخواهد و از او میپرسد
ممکن است به من بگویی که از اینجا کدامین راه را در پیش گیرم ؟
گربه میگوید بستگی دارد که دلت بخواهد به کجا بروی
آلیس جواب می دهد من چندان اهمیتی نمی دهم که به کجا
گربه میگوید پس دیگر فرقی نمی کند که از کدام راه بروی !!
چند پند از بزرگان
 چیزی را می یابیم که انتظارش را داریم و چیزی را بدست می آوریم که تقاضا میکنیم .
( آلبرت هابارد )
ارزش انسان به چیزی که بدست می آورد نیست بلکه ارزش انسان در چیزیست که مشتاق آن است
( جبران خلیل جبران )
انسان به اندازه برخورداری هایی که دارد انسان نیست . بلکه درست بالعکس ٬ انسان به اندازه نیازهایی که در خود احساس میکند انسان است و ه چقدر فاصله " بودن " تا " شدن " زیادتر باشد ٬ او آدم تر است . آن چیزی که هستیم تا آن چیزی که میخواهیم باشیم ٬ وصعت آن فاصله٬ محک میزان و معیار تعالی اندیشه و تفکر و شخصیت انسان است .
( دکتر شریعتی )
حال که هدفمند ٬ جهت دار ٬ آگاه اندیش و هوشمند هستیم یقینا میتوانیم خود و به دستان خود جایگاه خویش را دز زندگی معلوم سازیم و با قلم آگاهی بر سینه سپید فرداهای سبز خویش به جای سرنوشت بنویسیم عقل نوشت ! و با آگاهی از مسئولیت خطیر خویش در این بیکران هستی سفر زندگی را آغاز کنیم . مقصد ( که همان نیمه گمشده ی ماست ) برایمان شفاف ٬ مشخص و روشن است و آرزوهایی که حکم مسیر را برایمان دارند در پیش رویمان جاریند اما اشتباه نگیریم ٬ مسیر را با مقصد . این چیزی است که غالب ما ناخودآگاه با یکدیگر اشتباه میگیریم . به جای آنکه به مقصد بیاندیشیم در مسیر متوقف می شویم . تصور کنید شخصی میخواهد به اصفهان برود اما در بین راه پیاده شده و محدوده خویش را چراغان کند و محو زیباییهای آن شود . این شخص مقصد را فراموش کرده و در مسیر متوقف مانده !!!

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد ایزدخواه

خیلی عالی گفتی [دست]آدم بی هدف مثل قایق بی بادبان است به هر طرف که امواج بخواهند او را میبرند و تا ما چیزی از خدا نخواهیم چیزی بدست نمی اوریم زندگی ما به دست خودمان نوشته میشود [گل]

وحید

سلام فائزه خانم گل.[لبخند] من که هستم در خدت شما،زیر پاتو نگاه کنی منو می بینی[چشمک][لبخند] عزیزم پستت عالی بود[دست] زندگی بی هدف بی معناست ممنون[گل][گل][گل]

وحید

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

شهرام هخامنش

درود بر تو من از جاده بیشتر لذت میبرم همان جائی که مسافرت پیاده شده و محو زیبائی شده - مقصدی نباید - فقط حرکت - هر کجا که بیشتر خوش بگذره - جاده - جاده - جاده - جاده شاد زیوی

nanaz

جملات قشنگین،اما خیلی وقتا درست نبودن،امتحانشون کردم[ناراحت]

رضا باباخانلو

سلام [لبخند]. وبلاگ بسیار زیبایی داری. من دارم خاطرات دوران آشنایی.. دوستی... نامزدی و ازدواجم رو تو وبلاگم می‌نویسم.... این خاطرات درسته برای من خیلی جالبه اما برای دختر و پسرای جوون هم که قصد ازدواج دارن می‌تونه نکات مثبتی داشته باشه.. اگه جوونی، حالا چه ازدواج کرده چه نکرده، خوشت میاد... اگه خواستی بخونی از قسمت اول بخون..... یه سر به من بزن........ [چشمک]: www.rezababakhanloo.persianblog.ir

umm

از این مطلبت بیشتر از بقیه خوشم اومد یه وبلاگ دارم بیشتر از اونکه نوازشت کنه بت تلنگر میزنه اگه تحمل یه تلنگر رو داری یه سر به من بزن خوشحال خواهم شد