حکایت

مردی عارفی را دید که سبزی ونمک همی خورد . گفت : ای بنده خدا از دنیا به همین خوشنود شدی ؟ گفت : خواهی کسی را به تو نشان دهم  که به بدتر از این راضی گشته است ؟ گفت بلی . گفت : آن که به دنیا در مقابل آخرت راضی گشته است

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرید آزمون

سلام هورا سیب سرخ رو آپ کردین بالاخره . . . مردیم از بس اومدیم و آپ نبود . . آدمی نباید چیزهای با ارزش رو فدار چیزهای کم ارزشتر و گذرا کنه . . . [گل] خیلی آموزدنده بود درود بر شما [گل]

شهرام هخامنش

درود بر تو این غیبت کوتاه بود یا بلند ؟ ( صغرا یا کبرا ) به هر حال من کل جهنم رو خریدم و کسی رو هم راه نمیدم پس آخرت از آن خودت شاد زیوی

مژده

سلام. معلوم هست کجایی تو دخمله ؟ کجا بودی؟

وحید

سلام. طلیعه ماه مبارک رمضان را بر شما و ره پویان کوی حقیقت تبریک می‏گوییم. [گل] آپم [گل] [خداحافظ]

از حاشيه تا متن

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم دل در تب لبیک تاول زد ولی ما لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم حتی خیال نای اسماعیل خود را همسایه با تصویری از خنجر نکردیم بی دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم باسلام وبلاگ زيبا وپر محتوايي داريد من قبلا هم به وبلاگت سر زده بودم از مطالبت لذت بردم خوشحال مي شم به من سر بزني ونظرت رو بگي... دیدم قدری گرفته ام انسان وقتی دلش گرفت از پی تدبیر می رود من هم رفتم

نیکو

فائزه جان سلام حکایت اموزنده ای بود کم پیدایی خانم امیدوارم خوب خوش باشی [گل]

امیر

سلام فائزه عزیز[لبخند] راستش تو پستهای قبلیت نظر دادم ولی غیبت شما یه کم طولانی شد دیگه ازت بی خبر موندم[ناراحت] چشم،قول میدم بعد این زود زود سر بزنم بهت به شرطی که شمام زود به زود آپ کنی خانوم گل[چشمک][گل]

مهدی

سلام دوست عزیز وب خیلی زیبایی دارید از مطالبتون خیلی خوشم اومد اگه دوست داشتی حتما به ما هم یه سر بزن اگر هم با تبادل لینک موافق بودین منو خبر کنین[گل][گل][گل]